دانشجوی نابینایی را دیدم ....
گاه و بیگاه بگوییم: الحمدلله!
به یاد دوستم محمدرضا
دانشجوی نابینایی را دیدم ....
گاه و بیگاه بگوییم: الحمدلله!
![]()
غزلی ساختم از جنس قنوت همه دلتنگی ِ یک شاخه ی توت
که خدایا من ِ تنهارو ببخش من ِ هر ثانیه امکان ِ سقوط
یا این دل ٍ شکسته ی ما را صبور کن یا لا اقل به خاطر زینب ظهور کن!

اصغرت با تیر نامردی فدا شد خون اکبر به تنت دوم ردا شد
کاش دشمن اندکی انصاف داشت حق جدت با لگدمالی ادا شد
بچه ها دو دوست تازه نوشت: توکا و سحر دوستای خوب منن که تازه وب نویسی رو شروع کردن! پیشنهاد میکنم برید بخونیدشون!
داداشمم شانس نداره نوشت: امسال روز تولد مجتبی همزمان شده با عاشورا! ![]()
دوست دارم به مهمانی ای دعوت شوم که در آن مهمانها فقط همدیگر را نگاه کنند.
و یک کلمه هم حرف نزنند؛ به نگاه هم گوش کنند!
![]()
من نیمه ام را دیدم. او نیمه ی من بود. او من بود و من خودم را دیدم و لرزیدم.
او نیمه ی خود را دید. من نیمه ی او بودم. من او بودم و او خودش را دید.
پس چرا چون من نلرزید؟!
یلدا نوشت: سعی کنید امشب نخوابید و تا صبح لذت ببرید از دور هم بودن! البته من که احتمالن از همیشه زودتر بخوابم چون خیلی خسته م و بچه های اتاقم پایه ی این کارا نیستن! خوش بذگره!

دارم براي دخترم جمع مي كنم! ![]()
تا ۷-۸ سال ديگه چن تا ميشه يعني؟!
![]()
.jpg)
عشق بازی می کنند
خیابان ها
سر هر چهار راه
به خدا تقصیر من نیست نوشت: چن روزه اینجا سرعت اینترنت منفیه!
ببخشید اگه نمی تونم درست حسابی سر بزنم و جواب بدم!
کی می تونه جای اسمت توی شعر من بشینه؟!

پرواز مستانه ی دو پرنده در آسمان
نگاه عاشقانه ی دو کولر روی پشت بام
لباس های خیس آویزان شده روی طناب
سیگار کشیدن یک دانشجو جلوی پنجره ی اتاق
غروب جمعه
و کاغذهایی که از روی دلتنگی سیاه می شوند
شاید ترم دیگه مشهد نباشم نوشت: به احتمال ۵۱ ٪ ترم بعد انتقالی می گیرم و میام یه شهر نزدیکتر به قم! شاید شهرکرد! چون باید سطح دانشگاهش پایین تر از مشهد باشه تا قبول کنن. و معدلمم باید بالا باشه! هنوز نمیدونم که بشه یا نه!
من سیگاری نیستم نوشت: این دانشجوی سیگاری جلوی اتاق من نیستم. یکی از بچه هاس! البته خیلی بهم گفتن که بکش ولی من اصولن ترجیح میدم نگاه کنم!